فردا شكل امروز نيست / نادر ابراهیمی

خرید بک لینک
یک فنجان نوشته با طعم کتاب!

... من او را نمی فهمیدم؛ اما او را به دلیل اینکه نمی فهمیدم، نکشتم.

شما او را نمی فهمیدید، و او را به دلیل آنکه نمی فهمیدید، به شنیع ترین شکل ممکن کشتید. و این اوج مصیبت انسان عصر ماست:

له کردن آنهایی که نمی فهمیم شان، فهم خود را اوج فهم جهان دانستن...!

...من درون دهلیز تنگ و تاریکی از این تصمیم ها -از باید نباید ها- زندگی کردم، و همین مرا حقیرکرد. همه جا سد ساختم، همه جا سد شکستم. با خود جنگیدم، بی خبر از آنکه مرا جهان من می سازد، و هیچ جنگی، در تنهایی، و در اتاق های دربسته، و در پستوهای خانه ها، به راستی جنگ نیست...!

... من به جای آنکه از خیابان های وسیع، از دشت های پهناور، و از دنیا -تمام دنیا- بگذرم، از کوچه های باریک با دیوار های بلند کاغذی عبور کردم؛ دیوار هایی که روی تک تک خشت های کاغذی آن نوشته شده بود:من تصمیم گرفته ام و پیمودن سرتاسر حتی یکی از این کوچه ها هم ممکن نبود...!

... برای زنده ماندن دو خورشید لازم است: یکی در قلب، دیگری در آسمان...!

کتاب خانه عمومی مهدی شهر...

ما را در سایت کتاب خانه عمومی مهدی شهر دنبال می‌کنید

برچسب: فردا,امروز,نيست,نادر,ابراهیمی, نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:39

صفحه بندی